کانال تخصصی شعر ایران وجهان زیر_نظر_محمد_جنت_امانی.:
معرفی #محمد_جنت_امانی
دو مجموعه شعر دارد
متولد ۵۴. ساکن تهران.
مدرس ریاضی.


۱.. مرگ پیراهنش را عوضی پوشیده است
۲.. از این طهران آبی گرم نمی شود
۳. مجموعه سوم در حال جمع آوری...


🦋🦋🦋

مجموعه کتاب شعرهای که از شعرهایمحمد جنت امانی به همراه دیگر شاعران امروز که به صورت کتاب در کتاب فروشی ها موجود است...


#محمد_جنت_امانی در :

۱.. کتاب :روش و متدولوژی روایت و روایتگری (شعر دهه هشتاد ) به کوشش رجب بذر افشان

۲..کتاب.خوشبخت تربن پنجره ی خیابان (گزینه شعر کوتاه معاصر ) به کوشش قربان بهاری

۳..کتاب نگاه تازه به دریا ( رباعی امروز ایران ) به کوشش عبدالمجید زنگویی

۴..کتاب آه جنگل می ریزد در کارگاهم (صد شعر از صد شاعر معاصر ) به کوشش ارش دل اور

۵...کتاب دو زبانه ی شب پرسه های بی تو به کوشش و ترجمه ی سعید عزیزی جمنانی

۶....کتاب زندگی واژها ( گزینه ی شعر های آزاد نیمایی از شاعران امروز ) به کوشش مرتضی نور بخش

۷...کتاب با حنجر عشق جوابم بدهید . (گزینه ۱۱۰ رباعی از شاعران معاصر ) به کوشش حسن یعقوبی

۸...کتاب گل واژه‌ های سرخ ۲ ( اشعار برگزیده کنگره شعر استان تهران )

۹...کتاب حماسه های همیشه(شعر شاعران معاصر )

۱۰.....کتاب تذکره شاعران معاصر به کوشش پرویز بیگی حبیب آبادی

۱۱....کتاب تذکره جمعی از شاعران قرن معاصر به اهتمام ناصر نجم الدینی

۱۲...کتاب زایشمرگ های متن (نقد وبررسی شعر شاعران معاصر )۱۳۹۰
به کوشش حمید رضا شکارسری

و کتاب های دیگری که بالغ بر ده ها جلد می شود از شعر های محمد جنت امانی در کنار دیگر شاعران امروز ایران استفاده کرده اند . که امیدواریم به زودی بتوانیم آن ها را هم در اختیار دوستان علاقمند به شعر قرار دهیم.

از طرف کانال شعر ایران و جهان.

🆔 @poem_Iran_world

معرفی بیشتر محمد جنت امانی.

کانال تخصصی شعر ایران وجهان زیر_نظر_محمد_جنت_امانی.:
معرفی #محمد_جنت_امانی
دو مجموعه شعر دارد
متولد ۵۴. ساکن تهران.
مدرس ریاضی.


۱.. مرگ پیراهنش را عوضی پوشیده است
۲.. از این طهران آبی گرم نمی شود
۳. مجموعه سوم در حال جمع آوری...


🦋🦋🦋

مجموعه شعرهای محمد جنت امانی به همراه شاعران امروز که به صورت کتاب چاپ شده است.
#محمد_جنت_امانی در :

۱.. کتاب :روش و متدولوژی روایت و روایتگری (شعر دهه هشتاد ) به کوشش رجب بذر افشان

۲..کتاب.خوشبخت تربن پنجره ی خیابان (گزینه شعر کوتاه معاصر ) به کوشش قربان بهاری

۳..کتاب نگاه تازه به دریا ( رباعی امروز ایران ) به کوشش عبدالمجید زنگویی

۴..کتاب آه جنگل می ریزد در کارگاهم (صد شعر از صد شاعر معاصر ) به کوشش ارش دل اور

۵...کتاب دو زبانه ی شب پرسه های بی تو به کوشش و ترجمه ی سعید عزیزی جمنانی

۶....کتاب زندگی واژها ( گزینه ی شعر های آزاد نیمایی از شاعران امروز ) به کوشش مرتضی نور بخش

۷...کتاب با حنجر عشق جوابم بدهید . (گزینه ۱۱۰ رباعی از شاعران معاصر ) به کوشش حسن یعقوبی

۸...کتاب گل واژه‌ های سرخ ۲ ( اشعار برگزیده کنگره شعر استان تهران )

۹...کتاب حماسه های همیشه(شعر شاعران معاصر )

۱۰.....کتاب تذکره شاعران معاصر به کوشش پرویز بیگی حبیب آبادی

۱۱....کتاب تذکره جمعی از شاعران قرن معاصر به اهتمام ناصر نجم الدینی

۱۲...کتاب زایشمرگ های متن (نقد وبررسی شعر شاعران معاصر )۱۳۹۰
به کوشش حمید رضا شکارسری

و کتاب های دیگری که بالغ بر ده ها جلد می شود از شعر های محمد جنت امانی در کنار دیگر شاعران امروز ایران استفاده کرده اند . که امیدواریم به زودی بتوانیم آن ها را هم در اختیار دوستان علاقمند به شعر قرار دهیم.

از طرف کانال شعر ایران و جهان.

🆔 @poem_Iran_world

نقد شعر باران  از محمد جنت امانی

آن مرد با اسب از زیر باران
حرف هایی داشت خیلی
آن مرد در باران
آن مرد با باران
باران رقصید که بیا و ببین حرف های داشت
لبخندی داشت
چشم هایی داشت قد همین...

وگرنه آب
همه جا را نمی رود بالا

اب نه
این رودخانه
گاهی می زند زیر آواز
برای خواب قزل الایی
که دیگر به خانه بر نگشت.

شعر اگر نبود
این کاسه
پر از چشم می شد در این خون

شعر از محمد جنت امانی


نقد شعر باران

🟦 نگاه کلّی

این شعر، کاملاً مرحله‌ی پختگی شاعر را نشان می‌دهد:
‌- حرکت از عاشقانه‌های ساده‌تر

به سوی بیان استعاری، فلسفی، و نشانه‌ای


محمد جنت‌امانی در این شعر، زبان را نه برای توصیف، بلکه برای به‌کارگیری جهان عاطفی–اسطوره‌ای استفاده می‌کند.

این شعر کوتاه است اما حجم انرژی نمادین زیادی دارد.


---

🟦 محور اصلی شعر

دو محور عمودی:

1. مرد–اسب–باران


2. آب–رودخانه–قزل‌آلا–خون–چشم

یعنی:

«مرد و باران» ≈ ساحت معنایی (اسطوره/عشق/راز)

«آب و خون» ≈ ساحت مادی (مرگ/زیست/تجربه)


درواقع شاعر با یک حرکت آرام، جهان رؤیا → واقعیت → تراژدی را می‌سازد.

🟦 تحلیل بخش‌به‌بخش

«آن مرد با اسب از زیر باران…»

«مرد + اسب + باران» سه عنصر کاملاً اسطوره‌ای:

مرد قهرمان

اسب قدرت و سفر

باران تولد و پاکی


همین ابتدا ما را از سطح واقعیت جدا می‌کند.

«حرف‌هایی داشت خیلی…»

دقیقاً تکنیک ناتمام‌گذاری است:

«حرف‌هایی داشت…» اما نمی‌گوید چه

یعنی دعوت به غیاب/ابهام


این همان تکنیک فروغ در «کسی مرا به آفتاب معرفی نکرد» است:
حضور ازطریق غیبت.


-

«باران رقصید که…»

باران از حالت طبیعت خارج می‌شود و فاعل شاعرانه پیدا می‌کند.
در شعر معاصر، «باران» معمولاً استعاره‌ی تب و شور و ناگفتن است.


-

یکی از زیباترین سطرها:

«لبخندی داشت

چشم‌هایی داشت
قد همین…» «قد همین…» یعنی اندازه‌ی جهان/یا اندازه‌ی چیزی که باید دیده شود اما ناگفته.
باز هم تکنیک «محو کردن مرکز معنا».


---

🟦 نقطه‌ی چرخش شعر:

«وگرنه آب

همه جا را نمی‌رود بالا»

اینجا شعر به‌طور پست‌مدرن ساختار طبیعی را وارونه می‌کند:
«آب» طبیعتاً پایین می‌رود اما شاعر می‌گوید «بالا می‌رود».
این یک پارادوکس تعمدی است:

آب=حیات

بالا رفتن=مرگ/خون/حضور غیرطبیعی


(به‌خصوص با سطرهای بعدی که “خون” می‌آید.)

🟦 درخشنده‌ترین بخش شعر

«این رودخانه

گاهی می‌زند زیر آواز
برای خواب قزل‌آلایی
که دیگر به خانه برنگشت.»

یک مرثیه‌ی طبیعت است.

رودخانه آواز می‌خواند (اسطوره)

قزل‌آلا «خواب» است (مرگ)

بازنگشتن، مفهوم تراژدی و فقدان


اینجا شعر قطعاً وارد قلمروی حافظه‌ی جمعی / مرگ / مهاجرت / فقدان انسان می‌شود.


---

🟦 پایان فوق‌العاده

«شعر اگر نبود

این کاسه
پر از چشم می‌شد
در این خون»

شعر = ظرف نگه‌داریِ حقیقت و رنج انسان

کاسه = جمع‌آوری اشک
چشم = شاهد رنج
خون = واقعیت تراژدی

شعر، مانع فوران تراژدی در جهان است.

این‌جا شاعر به معنای واقعی کلمه نقش وجودی شعر را بیان می‌کند.


---

🟦 زبان

زبان نیمایی نیست

پست‌نمادگرایانه است

نزدیک به شعر «تصویر–جهان» دهه‌های اخیر

با تکنیک‌های ناگفته‌سازی (ellipsis)


شعر «بیانگر» نیست، بلکه «می‌سازد».

🟦 ویژگی حرفه‌ای شعر

۱. استعاره‌ی باز و شناور (open metaphor)

نه استعاره‌ی بسته و توضیح‌پذیر
این بسیار مهم و مدرن است.

۲. تعلیق معنایی

هرگز واقعیت را کامل نمی‌گوید

۳. رویکرد اسطوره‌ای–روان‌کاوانه

مرد، اسب، باران = ناخودآگاه جمعی

۴. استفاده از نقصان معنایی برای خلق معنا

جمله‌ها کوتاه و نیمه‌کاره‌اند اما همین نیمه‌کارگی، محور شعر است.

🟦 جمع‌بندی نقد

این شعر نشان می‌دهد جنت‌امانی از مرحله‌ی «تصویرسازی احساسی» عبور کرده و به مرحله‌ی شعرِ تصویری–اسطوره‌ای رسیده.
او اکنون از واژه‌ها برای ساخت جهان استفاده می‌کند، نه برای بیان احساسات.

این شعر، دقیقاً از جنس شعرهایی‌ست که «خواندن» کافی نیست؛ باید دید و زیست.