تبليغاتX
... دلتنگی ها
 

  با تشکر فراوان لطفا در مورد کار دوم هم که تنها دلتنگی من است نظرات خود را در همان جا قید بفرماید

  

   (( محل ))

 

 

دود می رود این همه سیگار

پشت شیشه هیجده سالگی ی نگران

باکره گی ی پانزده سالگی ی این همه گرد

 

_گرد و این همه خیابان

خیابان این همه شلوغ

شلوغ این همه بوق_

 

کرم زده زیر این همه پوست

 

            #  #    #

پارک این پا و ان پا می شود _دراز به دراز پسران بلوغ _

خیابان این پا و ان پا می رود _دراز به دراز دختران پنجه ی افتاب _

 

دانشگاه پله هایش را می لرزد

مدرسه چرت می شود دور از چشم ناظم

 

             #   #    #

دست به دست می رود

سفید این همه سفید

سیاه این همه سیاه

شهر خفته در خاکستری عمیق

انگار خدا رد نشده است

                          هیچ گاه

 

                                         اذر  88

|+| نوشته شده توسط محمد تقی جنت امانی در جمعه ششم آذر 1388  |
 

دلتنگی های خزری..........

                           (1)

درست روبروی من

اب می شوی

و کاری از دست من

ساخته نیست

خزر من

(2)

حقیقت دارد

خزر شب ها

لخت

می خوابد

(3)

جایی

برای مرده ی من

میان پستان هایت

بگذار

خزر من

(4)

 

 

حالا که

دقیق تر

به خزر می اندیشم

حس می کنم

خدا

از پایین  به بالا می رود

 

 

     (5)

 

نمی دانم خزر

از

کجا اب می خورد

گمانم

از پستان های باکره ای ........

 

         (6)

 

چند شقه اش کردند

اما

هنوز

ایستاده

اواز

سر می دهد 

 

(7)

 

این شراب را

که

می بینی

قلب له شده ی خزر است

با

صلوات بنوش

اقای درخت

 

       (8)

برای شادی و عزا

تنها

یک پیراهن

دارم

درست مثل تو   

خزر من

(9)

خزر را دیدم

که پوست می اندازد

در

ساعت غروب اردیبهشت

(10)

 

اب

اب

اب

خزر

واین همه عطش

(11)

نام دیگر خزر تهران است

وقتی موجی

می شود

 

(12)

خدا امد نشت

خزر

-با دامن پر چین چین –

رقصید

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد تقی جنت امانی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388  |
 

دستی می کشد

لاستیک می ترکاند

ضبط صوت را می زند بالا

جلودارش نیست /حتا سرعت گیر

یکی راست

دو تا چپ

دو تا چپ /یکی راست

                                                     چشمک می زند

چشم توی چشم نمی رود

 

با گوشتی که بلند کرده

بند نیست روی زمین

دارد سر خودش را می خورد     لعنتی

 

--اصلن همیشه همین بوده

مسیر انقلاب ازادی

همیشه ی خدا همین بوده

                                                                      87

 

 نقد های دوستان

٫

 

مهدی حسین زاده

با سلام

زبان شعر ساده است و از بازی های زبانی در آن خبری نیست که لزومی هم ندارد
وقتی که می توان سرراست سراغ شعر رفت: بی تعارف و بی رودر بایستی .......

شعر آنجا که از نام های انقلاب و آزادی استفاده می کند وارد پرتاب شعری می شود وگرنه تا پیش از این بند توصیف و فضاسازی است که خوب هم تصویر شده مگر آنکه از دو بند :(چشم توی چشم نمی رود و با گوشتی که بلند کرده) که کمکی به کلیت شعر نمی کند بگذریم ، شعر بدون ادعا خودش را عرضه می کند و دقیقآ در همان دوپهلو بودن شعر است که می توان از این روایت کوچک به بستر شعری رسیدکه در پایان بندی :(اصلن همیشه همین بوده /مسیر انقلاب ازادی/همیشه ی خدا همین بوده) : 1. وجه دیداری :شلوغ بودن مسیر و ..... و 2.وجه کنایی : راه رسیدن از انقلاب تا آزادی با آن قید "همیشه"همین طور بوده ....
...که به خوبی در این شعر کوتاه به اجرا در آمده است .

تنها این نکته می ماند که آیا این کارکرد و استفاده از این دو واژه و به طور کلی بهرگیری از اینگونه المان ها آیا در این شعر تازگی دارد یا خیر ؟؟؟؟؟؟سوالی است که باید با تامل بیشتری به آن پاسخ داد !



پاینده باشی

عاطفه صرفه جو

این مسیر انقلاب آزادی سال هاست که پوسیده !

بر این شعر بی ایراد حرفی نتوانستم بگویم مگر در احساسی که با من شریک شد یا من با شعر !

درود و بدرود

 

فریده برازجانی

سلام , قبل از هر چیز برای تمام محبت ها و زحمتی که کشیدید سپاسگزارم .

شعرت را خواندم , همیشه ار ایهامی که در اشعارت داری به خوبی استفاده می کنی .
موفق باشی . ممنواز دیدار و دعوتت . باز هم از لطف بیدریغت ممنونم .

شعبانی

با سلام
کار خیلی خیلی قوی است .بازی های زبانی که در شعر اوردی همگن با متن راه می رود.
من همیشه به وبلگ شما سر می زنم .
هر چند این کار را در هجوم شمال خوانده بودم
موفق باشید

خواجات

عزیز من ! فکر و حتا اجرای شعرت را پسندیدم اما به گمانم بعضی سطرها به ویرایش نیاز دارد . مثلن : ضبط صوت را می زند بالا ... چندان روشن نیست . موفق باشی مهربان

 حامد داراب

دستی میکشد / میترکاند/ چشمک میزند / چشم نمیرود / خودش را میخورد / فکر کنم چون کار کوتاه بهتره روی اینا یه تجدید نظری انجام بشه اما پایانت محشره یعنی واقعا مسیر انقلاب آزادی همیشه ی خدا همین بوده و داشته همیشه ی خدا سر خودشو به خوردن میداده لعنتی لعنتی لعنتی
 
کورش همه خانی
شعر با ابعاد سیاسی و پر محتوا بود.با گوشتی که بلندکرده /بند نیست روی زمین .ممنون با احترام
 
مازیار عارفانی
سلام
کار خوبی بود و می توان به عنوان یک لولای شاعرانه برای چرخش به فضایی متفاوت تر در کارهایت به آن تکیه کرد. باید منتظر ماند و دید...
ممنونم...
 
ابوالفضل حسنی
شعر خو بی خواندم خوب بودو کامل البته گفتنی ها توسط مهدی گفته شد...
...............................
من تازه از راه رسیده ام و هنوز خاک ازسرو وضعم نتکانده ام...
÷س بخوانیدم و خوانش خود را بگذاریدم برای بعد...می خوانمتان
سلام دوستان....
 
جلیل قیصری
سلام آقاي جنت اماني ...

اين كار بعنوان يك سفارش اجتماعي خوب است وجوه دو گانه ي زباني در خدمت متن هست اما بعضي از سطر ها به گمانم به تعديل نياز دارند . بر قرار باشيد .
 
عاطفه صرفه جو
 
این مسیر انقلاب آزادی سال هاست که پوسیده !

بر این شعر بی ایراد حرفی نتوانستم بگویم مگر در احساسی که با من شریک شد یا من با شعر !

درود و بدرود
 
|+| نوشته شده توسط محمد تقی جنت امانی در سه شنبه هفدهم شهریور 1388  |
 
 
بالا