حادثه
خودکشی ی ساده ای بود
قرار نبود
این وسط
کسی
بعد نشستیم
با لای سر مر ده ی مان
ان قدر خندیدیم
تا خود صبح
خلاصه باید زندگی ازیک جایی شروع شود
محمد تقی جنت امانی
1384
|
چهارشنبه 23 خرداد1386 |
توسط:سید علی میر باذل |
(خوانشی بر شعر حادثه ) شعر حادثه با یک جمله ی خبری شروع می شود ."خودکشی ی ساده ای بود" وخبر از یک حادثه می دهد.اما واژ"ساده"در بطن این خبربار مفهومی رسانه ای جمله را به اغاز یک فرا روایت تبدیل می کند.همین امر موجب واکنش در مخاطب می شود تا منتظر کنش های دیگر در محتوای کلام باشد.و با به کار گیری واکنش ذهنی خودبه چند و چون این ماجرا برسد.دو جمله ی بعدی "قرار نبود....این وسط کسی "در ساختمان کلام هیچ پیوندی با جمله اغازین این فرا روایت ندارد.لیکن با توجه به خصلت کنایه ای در ژرف ساخت پیوندعمیقی با مصرع اول و کل سوژه پیدا می کند .تعلیق در انتهای جمله ی سوم "این وسط کسی " احساس سطحی مخاطب را که به دنبال یک پیوند ساده عاطفی با کل کلام است دور می سازد و مخاطب رابه تفکر وا می دارد .که در پی گیری سوژه می بایست به عمق محتوای کلام و لایه های پنهانی این روایت دست یابد .اتفاق و طرح ان که دارای حدس تاویلی ی گوناگون است در دو جمله ی بعدی به یک مرکزیت معلوم در خرد جمع ای می رسد .یعنی واژه"مرده" در مصراع " بعد نشستیم بالای سر مرده ی مان ..." که باز همه این جمله حدس تاویلی گوناگون دارد کلام را به سمت یک زیبا شناختی مختص به سوژه و محتوا سوق می دهد.و به دنبالش فرا روایت تبدیل به نشانه ها و در نتیجه خرده روایت می شود ..پس خودکشی منجر به مرگ شده است .تا این جا کلام شکل اجراء به خوبی و دقیق در یک روند هنری انجام پذیرفت.دو جمله ی بعدی علاوه بر روشن نمودن چند و چون ماجرا در مخاطب ایجاد یک کنش و به دنبالش واکنش زیبا شناسانه ی کلام می کند.سوژه محتوا و به کارگیری درست واژگان کلام را از گذار نشانه ها یا نشانه شناختی محتوایی به یک کلام متن شناسانه ی ساختاری می کشاند .در تاویلی گوناگون متن - ساختار هنری همیشه به یک شکل نمایان می شود . "بعد ان قدر خندیدیم تا خود صبح " واژه خنده در بطن و متن این کلام کلید ره یافت به اصل قضییه است .هر چند حدس تاویلی هنوز وجود دارد در یک برداشت از روایت این که : در یک شوخی دست جمعی که قرار نبود کسی بمیرد شخص خودکشی می کند .جالب این جاست که با مرگ این فرد شوخی هم چنان ادامه دارد.زیبایی کلام هم علاوه بر حدس تاویلی در این برداشت نیز معلوم است . با این که کلام در شکل هنری می بایست در این جا به پایان می رسید و در نمای نزدیک بهتر بود با دو مصرع : ان قدر خندیدیم تا خود صبح شعر پایان می گرفت . اما چون ادامه کلام با تعلیق ساختاری و مکث محتوایی گفته می شود نه بر زیبایی کلام می افزاید ونه از ان کم می کند .شاید در نگاه نزدیک تر جمله ی اخر واگویه با توجه به ایهام و ابهام و پاردوکس ها با کل اثر در ساختار و استفاده از مراعات نظیر پایان و اغاز "مرگ و زندگی "کمک به استحکام ساختمان شعر می کندمخاطب با رسیدن به پایان شعر دچار تحریک و وسوسه ی زیبا شنا سانه ای همراه با تردید وتشکیک هستی شنا سانه می شود . اما ساختار متن بسیار دقیق و همگرایی فرم با ساختار به نوعی القاءلذت زیبا شناختی ی کلام و تفکر هستی شناختی می کند . شعر حادثه با توجه به دارا بودن شاخص های چون تکثرمعنایی اتفاق تعلیق کنایه اسکزوفرنیا ا ن تی تز خصوصا تبدیل شدن از فرا روایت به خرد روایت در وضعیت هنری پست مدرن قابل اعتنا و اعتبار است .شعر حادثه با این خصلت از زیبایی و استحکام خاصی برخوردار است . |
|
+| نوشته شده توسط
محمد تقی جنت امانی در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
|